آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلای کلاه قرمزی

اين کلاه خوشگل و خوشرنگ رو بابا بزرگ جون براش هدیه آورده دستشون درد نکنه . آیلا هم خیلی دوستش داره و هر جا می ره کیف و کلاهشو با خودش می بره ن ه مثل اینکه مشغول کاری هست و می خواد با دقت انجام بده  و اخم نکرده  بالاخره مسئله حل شد و خنده به لبات اومد. خودمونیم خیلی ناناز شدی با این کلاه خوشملت. اوه پس کاشف به عمل اومد داشتی در کیفتو می بستی از شدت خوشحالی داری آواز هم که می خونی گل گلی مامان ...
18 خرداد 1391

عکس های دخملی

خانم خانوما در بغل پری عمه جون عزیز آیلا در حال لم دادن در صندلی ریاست این هم آقا رادین مهربون و مهمون نواز دوست آیلا و دادا جون ( البته عکس مربوط به یک ماه قبل هست که رادین اینجا بود) ...
20 ارديبهشت 1391

خونه ماماما

عکسها در تاریخ 11/2/91 در حیاط خونه ماماما گرفته شده . آیلا خیلی شاد و خرامان وارد حیاط شد اول به گلها سلامی داد بعد بوس براشون فرستاد . و بعد هم بازی کوچولو در چه فکری هستی . مامانی همه چیز درست می شه       مثلا داره خودشو آماده می کنه تا برا خاله حسنا جون عکس بندازیم . خیلی مصمم صندلی سفری ها رو از این طرف به اون طرف جابه جامی کرد و گاهی هر دوتاشون رو می خواست با هم برداره . ...
12 ارديبهشت 1391

دختر هندی

عمه سارا جون شال هندی خوشگل به سر خانمی گذاشته مثل اینکه خانمی خیلی خوشش اومده آخه تموم دندوناش معلومه دختر هندی در حال نوشیدن آب    می خوام براتون  هندیم برقصم . ولی فکر کنم کمی شبیه کاراته شده مامان جون ، دورت بگردم ...
28 فروردين 1391

عکس های قبل از عید

  به کجا چنین شتابان آیلایی موهای بلند و فرفری خانمی حالا دیگه کوتاه شده   خانومی چی دیدی این طور آب دهنت راه افتاده    دندوناشو شبیه خرگوشی شده وای چه خنده ای  چه سر به زیر   ...
6 فروردين 1391

عکس عکس

کجا رفتی خانمی تازه با اخمم دوربین می خواد چه حالی می کرد وقتی نایلکس پوشکها رو از تو جعبه به بیرون می ریخت دوباره از بابایی می گرفتشون و تو جعبه می چپوند و حسابی هم فشارشون می داد آهای آهای آیلا سرش کلاه رفته ( کلاه بابا بزرگشو کش رفته) ( خانمی با اصرار بابایی رو راضی کرد تا خانمی را تو جا لباسی بذاره و خانمی هم کلید جا کفشی ها رو برداشته و ادامه ماجرا وای من سرم خیلی شلوغه لطفا با من کاری نداشته باشین ای خدا لب و لوچشو آخه لواشک خورده مامانی برا کارات تایید می گیری چه با حاله کلیدها رو تو قفل انداختن . مگه نه؟ ...
4 اسفند 1390

عکسهای تابستان 90

ا گرچه مدتی طولانی از گرفتن این عکسها توسط عمو بابک گذشته اما همین چند روز پیش به دست ما رسید. عکسها مربوط به تابستان ١٣٩٠ است، زمانی که اولین مروارید نازدونه نیش زده بود             ...
29 دی 1390

چادر

این هم از هدیه تولد ائلمان جون دست بابایی هم درد نکنه که چادرمو درست کرده آیلایی وقتی برای اولین بار چادرش رو دید خیلی ذوق زده شده بود و بابایی هم از این حالت خانمی خیلی احساساتی شده بود . نازی بابایی     بابایی هم به چادر من مهمون اومده ؛ بابایی جون خوش اومدین چه با ادب هم نشسته اینجا هم خانم گلی تدی یکی از عروسکهای محبوبش رو بغل گرفته پدر و دختر در چادر   ...
22 آذر 1390